مؤلف مجهول

3

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

اما از مشايخ اويسيه رحمة الله عليهم اجمعين « 1 » تذكره ( اى ) بين الناس مشهور نبود و احوال ايشان « 2 » مستور بود ، ازين‌جهت درويشى از درويشان سلسلة الرحمهء حضرت مقدسه ، حضرت سلطان ستوق بغرا خان قدس الله سره العزيز 2 را سالها « 3 » در دل خطور مىكرد كه تذكره ( اى ) درين سلسله « 4 » نوشته شود كه اسامى متبركه بعضى از بزرگواران طبقهء اويسيه مثبت گردد ، و از احوال ايشان « 5 » من وجهى مبين گردد و بعضى از مقامات و كرامات ايشان فىالجمله معلوم شود ، تا من كل الوجوه پوشيده نماند . آن بود « 6 » كه بعد از انتظارى بسيار ناگاه پرده‌گشاى پرده‌دار ، پردهء دل اين « 7 » درويش دل‌ريش محتاج را برگشود و به عنايت بىعلت خود ، در حقايق باز نمود . ازين‌جهت شوقى در دل اين درويش پيدا شد ، و ذوقى در عالم ملك دل هويدا شد « 8 » . به خود رفت و گوشه عزلت گزيد ، و به ارواح متبركهء مشايخ طبقهء اويسيه رضى الله تعالى عنهم متوجه شد ، تا از احوال ايشان بپرسد و تحقيق كند آنگاه تذكره سازد . آن بود كه بفور « 9 » گروه‌گروه حاضر آمدند . درويش عرض حال كرد و اصل مقصود را بيان كرد و رخصت خواست و اجازت طلبيد ، رخصت ندادند . ازبس‌كه تضرع و زارى كرد « 10 » و روح منور معطر مقدس مطهر حضرت نبى صلى الله عليه و سلم را شفيع آورد ، بالضرورة رخصت دادند به شرط آنكه از احوال بعضى « 11 » من وجهى نوشته « 12 » شود ، تا « 13 » بالكليه پوشيده نماند . و فاتحه فتح در حق اين درويش خواندند . بعد از اقبال اين دولت ، درويش بر پاى شد ، و التماس اين كرد كه چه باشد كه هريك از مشايخ رضوان الله عليهم اجمعين احوال خويش را به زبان مبارك خود تقرير كنند ، تا بر همان منوال تحرير يابد « 14 » ( و ) درويش در ميان چون قلم « 15 » كاتب باشد . التماس اين درويش برين وجه موجه و مرضى ايشان افتاد و قبول كردند اما به طريق انتخاب كه از هزار يكى « 16 » نوشته شود ، و به زبان فارسى واقع شود ، و به عرف « 17 » اهل زمانه قريب بود ، و به فهم ايشان نزديك « 18 » باشد . آن بود كه به عنايت خدا جل‌جلاله « 19 » و به نصرت مصطفى صلى الله عليه و سلم « 20 » و به همت سلطان الاولياء حضرت « 21 » سلطان ستوق بغرا خان قدس الله تعالى سره ، و به مدد مشايخ اويسيه رضوان الله عليهم اجمعين ، قلم به دست آمد و كاغذ در ميان ، و هرچه از

--> ( 1 ) - ب : اويسيه قدس الله ارواحهم العلية ( 2 ) - ب : + در زير پرده خاك تيره ( 3 ) - ب : سالهاى دراز در ( 4 ) - ب : + مبارك ( 5 ) - ت : ايشانان ( 6 ) - ب : - آن بود ( 7 ) - ب : - اين ( 8 ) - ب : هويدا گشت ( 9 ) - ب ، ت : بالفور ( 10 ) - ب : زارى و تضرع كرد ( 11 ) - ب : بعض ( 12 ) - ب : معلوم شد ( 13 ) - ب : - تا ( 14 ) - ت : + بهتر باشد با ( 15 ) - ت : - قلم ( 16 ) - ب : يك ( 17 ) - ب : به فرق ( 18 ) - ب : - نزديك ( 19 ) - الف : - جلاله ( 20 ) - الف : - و سلم ( 21 ) - ب : - سلطان الاولياء حضرت